14هفته...
سلاااااام خوشگل مامان !خوبی عزیزم؟ ببخشید با دوهفته تاخیر اومدم! همش تقصیر باباست عکسای شما توی گوشیشه؛ یادش میره بریزه روی سیستم من هی امروز و فردا کردم شاید عکسارو بریزه دیدم اون که حواس نداره!! حالا برات مینویسم بعدا عکسهاشو اضافه میکنم. خوب عشقِ مامان, جونم برات بگه که امروز هفته ی چهاردهم هم به سلامتی تموم میشه آخرین باری که برات نوشتم گفتم که میخوایم بریم بابلسر خونه آقاجون. اون روز بابا که از اداره اومد سریع وسایلا رو جمع کرد و ساعت 1ونیم راه افتادیم جاده خوب بود خداروشکر ولی از ورسک تا قائمشهر ترافیک سنگین شد بارون میومد برف میومد!تگرگ میزد!! اصلا یه وضعی! منم خسته شده بودم صندلی ماشینو خوابوندم و دراز...




